قربانی گروگانگیری در اشنویه از روزهای اسارت می گوید

به محض سوار شدن مسافر، ناگهان وی با اسلحه ای که در دست داشت مرا تهدید به تمکین و تسلیم کرد، بنده نیز بلافاصله با فرد مهاجم درگیر شده  و طی این درگیری اسلحه اش را از ماشین بیرون انداخته و سعی کردم خودم را هم بیرون پرت کنم که راننده تاکسی با اسپری فلفل به صورتم حمله ور شد و از ان پس دیگر قدرت مقاومت از من گرفته شد.

پس از مدتی در محلی که نمیدانم کجاست مراپیاده کردند، موبایل و کارتهای بانکی ام را از من گرفتند و درخواست وجه نقد (35 میلیون تومان که البته هرروز رقم پیشنهادی را افزایش میدادند) کردند. چند لحظه فرصت تماس با رییس بانک ملی را جهت واریز مبلغ فوق به حساب یکی از کارتهایم را در اختیارمن قراردادند و دوباره چشمهایم رابستند و به مسیرخود که از قبل برنامه ریزی کرده بودند ادامه دادند .

هرچند ساعت یکبار با موبایل خودم مرا وادار می کردند با یکی از افراد خانواده صرفا" درمورد پرداخت وجه تماس کوتاهی داشته باشم. به دلیل اینکه با چشمان بسته مرابه این طرف و آن طرف میبردند از موقعیت جغرافیایی خودم اطلاع دقیق نداشتم، فقط این را میدانم از شب اول به بعد مرا در غاری در دل کوه مخفی کردند و بیشتر اوقات روز در زیر آفتاب سوزان مجبور به تحمل شرایط نامساعد جوی بودم .

صبح روز جمعه بعداز 6 روز وقتی که صدای هلی کوپتر را شنیدم احساس کردم که اتفاق خوبی در حال روی دادن است، همین طور هم شد. بانزدیکتر شدن صدای ارتفاع هلی کوپتر محافظ اول من نیز پا به فرار گذاشت و وقتی مطمن شدم در صحنه نیست چشم بند خود را به سختی کنار زدم و از غار بیرون آمدم ( این درحالی بود که دستبند در دستم بود ولی خوشبختانه پاهایم آزاد بودند ) افرادی را در دور دست دیدم و با صدایی بلند نظر آنها را به خودم جلب کردم. وقتی جلو آمدند  افراد جان برکف و زحمتکش نیروی انتظامی بودند که جا دارد همیمن جا از تلاش بی وقفه تک تک آنان و همه مسئولین ذیربط درحوزه های امنیتی ، انتظامی ، قضایی و سیاسی و همچنین دعاهای انبوه مردم شریف شهرستان اشنویه نهایت تشکر و سپاسگزاری را داشته باشم .

مجیدی در ادامه می گوید: بعداز اینکه نیروهای انتظامی بنده را  آزاد کردند، به تعقیب گروگانگیرها پرداختند و نهایتا" اکثر آنها را دستگیر کردند.

این کارمند بانک ملی اشنویه در رابطه با آزار و اذیت های صورت گرفته توسط گروگانگیران می گوید : بلحاظ جسمی تا روز قبل از نجات پیدا کردن، کسی مرا شکنجه و یا آزاری نرساند ولی به لحاظ روحی و روانی و همچنین کمبود آب بسیار در سختی و عذاب بودم، روز ماقبل آخر در فرصتی که می خواستم اقدام به فرار کنم با یکی از آدم ربایان درگیر شده و به سختی مورد اذیت و آزار قرار گرفتم .

مجیدی درپایان از تمامی شهروندان درخواست کرد با همکاری نیروهای انتظامی در هنگام برخورد با موارد مشکوک مورد را سریعا" با آنها در میان گذاشته تا خدای ناکرده این قبیل اتفاقات برای کسی تکرار نگردد.

منبع: شنوپرس

/ 0 نظر / 25 بازدید