آتش هتل تارا چه کسانی را سوزاند؟

شکی نیست عجیب ترین و ناامید کننده ترین مواضع را در این میان، نمایندگان کرد با اتخاذ «سیاست سکوت»  گرفتند. توصیف و تقنین پدیده ی «سکوت» در چنین شرایطی برخلاف پندار عام نه هوش و ذکاوت سیاسی یک سیاستمدار برای دوری از فتنه بلکه مرگ حیات سیاسی وی را به عنوان نماینده ی مردم رقم خواهد زد. نمایندگان کرد بعد از سه سالِ ناب، فرصت سوزی در بهارستان، امروز نه فقط اندک فرصت احیای گذشته ی ضعیف سیاسی شان را سوزانده اند بلکه شانس نمایندگی مجدد برای 4 سال دیگر را هم به طور حتم از کف داده اند.

نیک می دانیم در محدوده ی مناطق کردنشین ایران، شکاف دولت-ملت همواره عمیق بوده است. در واقع به لحاظ تاریخی هم، خود ایران همیشه دولتی قوی و جامعه ای ضعیف داشته است. در چنین جامعه ای، بدون تردید مجلس در دسترس ترین و منطقی ترین نهادی است که می تواند در حکم ندای ملت سخن گوید.  تصدی معدود کرسی هایی در بهارستان فرصتی طلایی برای دفاع از نیازها و رفع مشکلات متعدد شهرهایی است که به کرّات و بنا به دلایلی سالهاست مورد تبعیض قرار می گیرند. تصور اینکه اشخاصی چهار سال گران از عمر سیاسی چنین شهرهایی را در بهارستان بدون هیچ کوشش راستینی در ازای حل مشکلات بی انتهایشان بیهوده بگذرانند براستی اسفبار است. با این اوصاف چگونه می توان کرسی های بهارستان را به کسانی سپرد که توانایی ایراد نطقی ساده و بیان مشکلات مردم را به درستی ندارند؟ چگونه می توان نمایندگانی بدون آگاهی از چند و چون فعالیت های سیاسی و مدنی صحیح، رهسپار بهارستان نمود تا بر سر کلی ترین امورات مردمشان با دولت چانه بزنند؟

خوب یا بد، تجربه اثبات کرده است جمع کثیری از نمایندگان کرد بعد از راهیابی به بهارستان به طرز عجیبی وسواس دارند. آنها همیشه در صدد حفظ ظاهری فضای خاصی هستند که خود را در دام آن گرفتار کرده اند. فضایی تصنعی و ساختگی ما بین مسئولین دولتی و مردم عادی. فضایی که در آن واژه ها مسیرشان را گم می کنند، شکاف ها عمیق تر می شوند و سیر توسعه ی اجتماعی-اقتصادی شهرهای مذکور را همواره مختل می کنند. چنین نمایندگانی نه تنها اسباب خیر نیستند بلکه بزرگترین ضربه ها را به آرا و اعتقادات حامیانشان می زنند. در چنین فضای مرده ای همواره عده ای دیگر سود می برند و این چنین می شود که ده ها پروژه ی تکراری تنها در حد نامشان بارها بر سر زبان نمایندگان مختلف خطاب به مردم می چرخد.

 تعمیق در این تجارب تاریخی سی ساله بانی پیام هاییست که ریشه در بهره گیری متناوب از خط مشی سیاست ورزی سکوت دارند. درواقع الگوپذیری نادرست نمایندگان جوانتر هم، از همان فضای ساکن ساختگی و گفتمان متصلب دولتی بارها آسیب پذیری اش را هم بر حوزه ی توسعه ی فرهنگی و هم توسعه ی نامتوازن اقتصادی و صنعتی شهرهای مجاور گسترانده است. پدیده ی مخربی که همواره نمایندگان کرد را از جانب مردم مورد سخت ترین انتقادها قرار داده است. حلقه ی مفقوده ی تمام این فضای عاری از صلابت رأی ، بی شک بی بهرگی از تجربه ی عملی سیاست جامعه محور قبل از ورود به بهارستان بوده است. نمایندگانی که بدون هیچگونه تکاپویی در سالهای قبل از انتخابات تنها با سر دادن شعارهایی غیر ممکن به هنگام انتخابات در گام نخست به بازتولید پوپولیسم می پردازند و با روکردن برنامه هایی تقریبا غیر ممکن عامدانه یا غیر عامدانه پیرو جریانی می شوند که بر فضیلت بی سوادی پای می فشارد. شاید دغدغه ی فکری بسیاری از این عزیزان براستی خدمت به مردم باشد اما انگشت شمار بودند کسانی که به راستی صدای مردم شدند.

بدون شک عقب نشینی آگاهانه یک تاکتیک است برای رسیدن به پیروزی. همچنانکه دوری گزینی از رفتارهای انتخابات محور، استفاده از تجارب چند ساله و ورود به عرصه ی عملی فعالیت مدنی در بطن جامعه بازگشتی درخشان است.  می توان بدون چشمداشت به نتیجه ی آرا با ارتقای کیفیت مطالبات اجتماعی و سطح فرهنگی مردم تلاش وسیعی را در جهت احیای این جایگاه ارزشمند نمود. هر چند انتخاب شدن و ماندن در بهارستان مهم است اما بی شک انجام دادن کارها نباید منوط به ماندن در اریکه ی قدرت باشد. امروزه روز الگوپذیری موفق و ایده ی «بازگشت» جنس دوم یک سیاستمدار باهوش را عیان می سازد.  شما این انتخاب بزرگ را پیش رو دارید تا با کناره گیری از انتخابات آینده ی مجلس با حضور فعال خود در بطن جامعه ؛ نیازهای واقعی مردم خود را بشناسید. 

"جمال الدین خدیو" به نقل از وب سایت روانگه

/ 0 نظر / 19 بازدید